خرید بک لینک
Made یه روز ساعت چهار من م گشنمه . موهامو همون شکلی که دوست دارم کوتاه میکنم کوتاه ترین حالت خودش . شالمو از اون مدل هایی که دوسش  دارم دور سرم می پیچم . نیم تنه ی سبز مو تن م میکنم و یه گردبند قشنگ گردن م میکنم و دکمه های بالای پیرهن نازک  مو باز میذارم یکم تو آیینه با ترقوه هام و چیدمان گردنبند توی گردن م لاس میزنم . بعد بوت هامو پام میکنم و کیف یشمی مو برمیدارم . میام توی حیاط روی اولین پله ی نزدیک به آیینه میشینم . با خودم تمرین میکنم اول سلام بعد بغل / بغل بوس سلام / بدادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: سه شنبه 17 شهريور 1405 ساعت: 17:05

دیشب خواب دیدم حامله م :))) خیلی هو فان و فلان از خواب بیدار شدم . تیپیکال شوخی به مامانم گفتم . مامانم میگه خیلی ناراحتی این چند وقته میگم چرا . میگه آخه خواب حامله گی یعنی غم و غصه زیاد داری .

یه بچه م این دنیا به ما ندید هعهی =)))))))))) .

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 1:56

روبه پنجره نشستم . هوا سرده . خیلی مختصر . پوست نازک تن م دون دون شده .

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 1:56

کانال رند . بغض مارو به اشک تبدیل کرد . هی میخونم و میخونم و میخونم و بیشتر گریه میکنم . انگار یه قرن بود گریه نکرده بودم .

[با اون آهنگه هست که میگه چه آرزو ها دگر نداریم ]

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 1:56

دیگه از کلمه ی تنها بدم میاد . باید یک کلمه پیدا کنم که حجم حس منو بتونه درست حسابی منتقل کنه . همممم .

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 1:56

موهامو همون شکلی که دوست دارم کوتاه میکنم کوتاه ترین حالت خودش . شالمو از اون مدل هایی که دوسش دارم دور سرم می پیچم . نیم تنه ی سبز مو تن م میکنم و یه گردبند قشنگ گردن م میکنم و دکمه های بالای پیرهن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 1:56

یک بیت زیبایی خواند . مجاب شدم امروز یکم از روزمرگی و رفتار م با تن م محتوای ثبت شده به جا بذارم . حالا این که شما نمیفهمید من چی میگم و شاید خودمم سال ها بعد نفهمم دلیل بر نفهم بودنمون نیست . بیشتر دلیل بر اینه که این پیام فقط برای "رند" و در همین لحظه است .

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 1:56

معنی دوستی جنون آمیز رو تازه بعد سه سال این روز ها میفهمم .

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 1:56

بارون قطع نمیشه . شجریان گوش میکنم و از سوز سردی از پنجره میخوره بهم . [ آه ای دل دل زدن تا منزل جانان کجا ] دلم قد یه نقطه س ولی نمیدونم برای چی برای کی . دلم برای این بارون و صداش خیلی تنگ میشه . بی دغدغه خوابیدن و گوش دادن به صدای بارون .

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: شنبه 30 فروردين 1399 ساعت: 1:56

ای دل پاره پارهام دیدن او است چارهام / او است پناه و پشت من تکیه بر این جهان مکن

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 18:48

از این که یه روز نزدیک تر میشم هم خوشحالم هم ناراحت .

همین

خیلی مونده مگه نه ؟

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 18:48

آیا وقتی وبلاگ های بروز شده رو میزنیم همه ی وبلاگ های نوشته شده توی اون تایم میاد ؟

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 18:48

این سفر ها دور تکرار من است . تا ابد در این قطارم روز و شب

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 18:48

چه خواهش ها در این خاموشی عه گویاست

نشنیدی ؟

نگاهم خاموش و خاموشی زبان دارد

زبان عاشق چشم است و چشم از دل خبر دارد

تو هم چیزی بگو

چشم و دلت گوش و زبان دارد .

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 18:48

اصلا اومدم این جا که تو رو پیدا کنم ولی نیستی ، جاهایی هست که خیلی راحت بتونم پیدات کنم ولی تو رو دیگه نباید با قرار از پیش تعیین شده ببینمت باید یهویی خیره شم بهت شاید بتونم اشتباهاتو فراموش کنم .

اشتباه ؟ نه واقعا فراتر از یه اشتباه بود خلاصه

برچسب: نویسنده: هلیا کریمی تاريخ: چهارشنبه 12 تير 1398 ساعت: 18:48

صفحه بندی